خرید بک لینک
این رو می نویسم اما دیشب هم در موردش فایل صوتی ذخیره کردم طی این چند سال مرتب در حال پیشرفت و گسترش کارم بودم. سرامد این چند سال هم امسال بود با وجود چند برابر فشار کاری و مشکلات اما از نظر مالی در بالاترین سطح قرار گرفتم. این رو نوشتم تا سال اینده ه

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد

خطا بود که نبینند روی زیبا را

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

مد حروف میم و شین برام از بقیه بیشتر

این روزها هم مهسا

برای اولین بار استرس گرفتم

نمی دونم ادامه بدم یا ندم

هیچ وقت اینجور نبودم

و نمی دانم چ کنم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 13:20 توسط كراوات |

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

بعضی وقتا مرز بین بی رحم بدون ناشی از ابهام و استرس ناشی از ابهام برات همپوشانی داره.

در مورد مهسا چون نمی دونستم چی بی چیه گفتم ن

اما واقعا نمی دونم نظرم چقدر درست بوده.

(شاید نظر اون هم بعد از صحبت اخر همین باشه ولی این روال سنتی غیر منطقی درست نیست)

بنویسک که یادم نره:

در اوج هم به یاد فرود باش و به خودت غره نشو

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:37 توسط كراوات |

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

وحشت زده نباش

ما همین الانش هم محکومیم به جهنم

پس لااقل ازش لذت ببر

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 2:30&nbsp توسط كراوات |

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

ما می ترسیم که با دقت ببینیم

از دقیق دیده شدن هم می ترسیم

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

نمی دونم این چه رسمیه

زندگی من شده انجام کار های غیر ممکن، کارهایی که کسی جرئت نزدیک شدن به اون رو اصلا نمی کنن.

من ن تنها سمتش میرم بلکه به خوبی هم انجامش میدم.

اما چ سود که تو نیستی

شاید شاید و شاید

تو تنها چیزی بودی که زمان درست سراغش نرفتم

بهرحال تمام شد

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:0 توسط كراوات |

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

دیروز وقتی از شرکت بر می گشتم، غریبه ای رو دیدم که شبیه خاطراتم بود.

عجب

خدایا هنوزم حکمت این رو نمی فهمم

کجای این عرش کبریایت تنگ میشد اگر اونطوری می شد که من به اعتماد تو انجامش دادم.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 20:2 توسط كراوات |

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

می خوام اعتراف کنم همیشه باید 15 نفر کارمندم رو طوری حمایت کنم که در شرایط بحرانی کنارشون باشم. همیشه باید در کنار مدیران شرکت های همکار طوری عمل کنم که مشکلاتشون رو پوشش بدم. زندگی حرفه ایم طوری رقم خورده که تقریبا کارهای غیرممکن و نشدی رو من باید ا

برچسب: نویسنده: امیر میرزاده تاريخ: سه شنبه 2 خرداد 1396 ساعت: 7:42

صفحه بندی